اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

525

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مىخواهيم تا تو را در اين امر بهره اى دهيم كه اكنون براى تو و سپس براى اعقاب تو باشد ، چه تو عموى پيامبر خدايى ، گو اينكه مردم با اينكه مقام تو و مقام همكارت را ديده . . . [ 1 ] از شما . . . [ 2 ] اى بنى هاشم تند نرويد چه پيامبر خدا از ما و از شما است . « پس عمر بن خطاب گفت : » آرى به خدا قسم ، و مطلب ديگر آنكه ما از روى نيازمندى نزد شما نيامده‌ايم ليكن چون نخواستيم بدگويى و عيبجويى در آنچه مسلمانان بر آن فراهم گشته‌اند ، از طرف شما دنبال شود و كار شما و ايشان بسى دشوار گردد ، پس صلاح خود را بنگريد . « در اين هنگام عباس سخن را از حمد و ثناى خدا آغاز كرد و گفت : چنان كه گفتى خدا محمد را برانگيخت تا پيامبر وى و سرور مؤمنان باشد و بواسطه او بر امتش منت نهاد ، تا روزى كه خدا او را بجوار خويش برد و ثواب خود را براى او برگزيد و كارهاى مسلمانان را بايشان واگذاشت تا براى خويش صلاحانديشى كنند و حق و صواب را پيش آورند نه آنكه با كجى هواى نفس منحرف گردند ، پس اگر به حساب رسول خدا باشد ، حق ما را [ 3 ] گرفته اى و اگر بخاطر مؤمنان است ، ما خود از مؤمنانيم و در كارت پيش قدم نبوده و در ميان كار هم دست به كار نشده بلكه پيوسته خشمگين زيسته‌ايم ، و اگر هم اين كار بدست مؤمنان بر تو راست آمده ، با اينكه ما ناراضى بوده‌ايم رو به راه نگشته است ، چه اندازه تهافت است ميان اين سخنت كه » از تو بدگويى كرده‌اند « و اين سخن كه » تو را برگزيده و به تو پيوسته‌اند « و چه اندازه دورى و ناسازگارى است ميان ناميده شدنت » جانشين پيامبر خدا « و گفتارت كه : او كارهاى مردم را به خود ايشان واگذاشت تا خود صلاحانديشى كنند و كسى را برگزينند و اكنون تو را

--> [ 1 ] الامامه و السياسه ج 1 ص 15 : و با جود اين خلافت را . [ 2 ] الامامه : بجاى ديگر برده‌اند . [ 3 ] در نسخه هاى يعقوبى » حقا « ضبط شده و صحيح آن » حقنا « است . ر . ك . الامامه ج 1 ص 15 ، و شرح ابن ابى الحديد ج 1 ص 74 .